محل تبلیغات شما

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی 
 *** 
بهرام آذرمهان، رقعه ی پرنیان (پند نامه ی توام با پیشگویی کسرا انوشیروان) در باره ی حوادثی که در سال دوازدهم حکومت نابخردانه ی پسرش هرمزد روی خواهد داد را نزد هرمزد نوشیروان می برد:
پیامی فرستاد نزدیک شاه/که ای تاج تو برتر از چرخ ماه-


 بهرام آذرمهان
یکی پند گویم چو خوانی مرا/بر تخت شاهی نشانی مرا-
پیامش چو نزدیک هرمز رسید/یکی رازدار از میان برگزید- 


هرمزد نوشیروان
شب تیره بهرام را پیش خواند/به چربی سخن چند با او براند-
بدو گفت برگوی کان پند چیست/که ما را بدان روزگار بهیست-

بهرام آذرمهان 
چنین داد پاسخ که در گنج شاه/یکی ساده صندوق دیدم سیاه-
نهاده به صندوق در حُقّه ای/به حُقّه درون پارسی رقعه ای-
نبشتست بر پرنیان سپید/بدان باشد ایرانیان را امید-
به خط پدرت آن جهاندار شاه/تو را اندران کرد باید نگاه-

هرمزد نوشیروان
شتابید گنجور و صندوق جست/بیاورد پویان به مُهر درست-
جهاندار صندوق را برگشاد/فراوان ز نوشینروان کرد یاد-
به صندوق در حُقّه با مُهر دید/شتابید وزو پرنیان برکشید-
نگه کرد پس خط نوشین روان / نبشته بران رقعه ی پرنیان -
که هرمز بده سال و بر سر دوسال/یکی شهریاری بود بی همال-
ازان پس پرآشوب گردد جهان/شود نام و آواز او درنهان-
 پدید آید از هر سویی دشمنی/یکی بدنژادی وآهرمنی-
پراگنده گردد ز هر سو سپاه/فروافگند دشمن او را ز گاه-
دو چشمش کند کور خویش زنش/ازان پس برآرند هوش از تنش-
به خط پدر هرمز آن رقعه دید/هراسان شد و پرنیان برکشید-
دو چشمش پر از خون شد و روی زرد/به بهرام گفت ای جفاپیشه مرد-

چه جستی ازین رقعه اندر همی/بخواهی ربودن ز من سر همی- 


#بهادر امیرعضدی


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی