محل تبلیغات شما

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
تاریخنگاری، بخشی از "هنر" فردوسی و نشر ِ تاریخ ِ ایران زمین، بخشی از "هدف" فردوسی در تدوین شاهنامه
 ***
بهرام چوبینه و عبرت از تاریخ پیشینیان.
***
گردیه، خواهر بهرام چوبینه به بالین بهرام ِ خفته در خون می رسد:
 به نزدیک بهرام بازآمدند / جگر خسته و پرگداز آمدند -
همیرفت خون ازتن خسته مرد / لبان پر ز باد و رخان لاژورد -
بیامد هم اندر زمان خواهرش / همه موی برکند پاک از سرش -
نهاد آن سر خسته را بر کنار / همیکرد با خویشتن کار زار -


گردیه از نشنیدن پندش (از سرباز زدن بهرام از رقابتش با خسرو پرویز در جانشینی هرمزد نوشیروان) گلایه می کند:
 سپهدار نشنید پند مرا / سخن گفتن سودمند مرا -
برین کرده ها بر پشیمان بری / گنهکار جان پیش یزدان بری -
بد آمد بدین خاندان بزرگ / همه میش گشتیم و دشمن چو گرک -

بهرام شرمسار و غمین از نشنیدن پند خواهر ست:
چو آن خسته بشنید گفتار او / بدید آن دل و رای هشیار او -
به زاری و سستی زبان بر گشاد / چنین گفت کای خواهر پاک و راد -
ز پند تو کمی نبد هیچ چیز / ولیکن مرا خود پر آمد قفیز -
همی پند بر من نبد کارگر / ز هر گونه چون دیو بد راه بر -

بهرام ِ پشیمان، در واپسین دم حیات، برای خواهرش گردیه، از تاریخ و پیشینیان یاد میکند:
نبد خسروی برتر از جمشید / کزو بود گیتی به بیم وامید -
کجا شد به گفتار دیوان ز شاه / جهان کرد بر خویشتن بر سیاه -
همان نیز بیدار کاوس کی / جهاندار نیک اختر و نیک پی -
تبه شد به گفتار دیو پلید / شنیدی بدیها که او را رسید -
همان بآسمان شد که گردان سپهر / ببیند پراگندن ماه و مهر -
مرا نیز هم دیو بیراه کرد / ز خوبی همان دست کوتاه کرد -
پشیمانم از هرچ کردم ز بد / کنون گر ببخشد ز یزدان سزد -
نوشته برین گونه بد بر سرم / غم کرده های کهن چون خورم -
ز تارک کنون آب برتر گذشت / غم و شادمانی همه باد گشت -
نوشته چنین بود و بود آنچ بود / نوشته نکاهد نه هرگز فزود -
همان پند تویادگارمنست / سخنهای توگوشوارمنست -
سرآمد کنون کار بیداد و داد / سخنهات بر من مکن نیز یاد -


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی