محل تبلیغات شما

بر گزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی

***

فردوسی، بر هفت واژه ی خرد، راستی، آشتی، داد، زندگی، آفرینش، و بنام زیستن، متمرکز ست و سرتاسر شاهنامه سرشار از به رخ کشیدن این مفاهیم ست. حکیم فردوسی، با جلا بخشیدن به همین مفاهیم، سلاحی بر ضد نقطه ی مقابل همین واژه ها، (جهل، دروغ، جنگ، بیداد، مرگ، تباهی و بدنامی) می سازد. حکیم طوس برای به کرسی نشاندن این هفت واژه، از سیاهی لشکر ِ سپاه ِ شراب، جام، پهلوانی، گردی، سالاری، درفش، شاهی، نیرومندی و میهن دوستی، بهره می برد.

***

واژه ی  خرد » در شاهنامه:

به نام خداوند جان و خرد » / کزین برتر اندیشه برنگذرد

خرد » گر، سخن برگزیند همی / همان را گزیند که بیند همی

خرد » بهتر از هر چه ایزد بداد / ستایش خرد » را به از راه داد

خرد » رهنمای و خرد دلگشای / خرد » دست گیرد به هر دو سرای

خرد » تیره و مرد روشن روان / نباشد همی شادمان یک زمان

خرد » را و جان را که یارد ستود / و گر من ستایم که یارد شنود

خرد » چشم جانست چون بنگری / تو بی‌چشم شادان جهان نسپری

خرد » باید و دانش و راستی / که کژی بکوبد در کاستی

خرد » همچو آبست و دانش زمین / بدان کاین جدا و آن جدا نیست زین 

خرد » گیر کآرامش جان تست / نگهدار گفتار و پیمان تست 

خرد » افسر شهریاران بود / همان زیور نامداران بود 

خرد » مرد را خلعت ایزدیست / سزاوار خلعت نگه کن که کیست 

خرد » را مه و خشم را بنده دار / مشو تیز با مرد پرهیزکار


خرد » دارد ای پیر، بسیار نام / رساند خرد » پادشا را به کام 

    یکی مهر خوانند و دیگر وفا / خرد دور شد درد ماند و جفا 


خرد » چون بود با دلاور به راز / به شرم و به پوزش نیاید نیاز


خرد » مرد را خلعت ایزدیست / ز اندیشه دورست و دور از بدیست 

هنرمند کز خویشتن در شگفت / بماند، هنر زو نباید گرفت  


خرد » باید و نام و فر و نژاد / بدین چار گیرد سپهر از تو یاد


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی