محل تبلیغات شما

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
دادگری و آبادگری، دو همزاد و دو معیار برای ارزشگزاری وجه مثبت و بیدادگری و ویرانگری، دو همزاد و دو معیار برای نمایش وجه منفی شاهان در شاهنامه.
***
عیار ِ دارای داراب*:
***
دادگری:
 ز گیتی خور و بخش و پیمان مراست/بزرگی و شاهی و فرمان مراست - 
سر گنجهای پدر برگشاد/سپه را همه خواند و روزی بداد -
ز چار اندر آمد درم تا بهشت/یکی را بجام و یکی را به تشت -
درم داد و دینار و برگستوان/همان جوشن و تیغ و گرز گران -
هرانکس که بد کار دیده سری/ببخشید بر هر سری کشوری -
یکی را ز گردنکشان مرز داد/سپه را همه چیز با ارز داد -
کسی را که درویش بد داد داد/ به خواهندگان گنج و بنیاد داد -
زمانه ز داد من آباد باد/دل زیر دستان ما شاد باد -

 آبادگری:
یکی شارستان کرد نوشاد نام/به اهواز گشتند زو شادکام -

پ ن:
دارای داراب*، از زن دوم داراب. ناهید دختر قیصر، زن اول داراب و مادر اسکندر:
 و زان پس که ناهید نزد پدر/بیامد، زنی خواست دارا دگر -
یکی کودک امدش با فر و یال/ز فرزند ناهید کهتر به سال -
همان روز داراش کردند نام/که تا از پدر بیش باشد به کام - 

 دارا پسر داراب - برادر ناتنی اسکندر(اسکندر، پسر داراب و ناهید، همسر اول داراب و دختر فیلقوس. دارا از همسر دوم داراب) -

دارای داراب، که در برخی متون، داریوش انگاشته میشود 

 دارای داراب، جانشین پدرش داراب بهمن:
 بپژمرد داراب پور همای/ همی خواندندش به دیگر سرای-
بگفت این که دارای دارا کنون/ شما را به نیکی بود رهنمون-
 چو دارا به دل سوک داراب داشت/ به خورشید تاج مهی برفراشت-
  
دارای داراب، کشته به دست ماهیار و جانوشیار:
دو دستور بودش گرامی دو مرد/که با او بدندی به دشت نبرد-
یکی موبدی نام او ماهیار/دگر مرد را نام جانوشیار -
چو دیدند کان کار بی سود گشت/بلند اختر و نام دارا گذشت -
یکی با دگر گفت کین شوربخت/ازو دور شد افسر و تاج وتخت -
بباید زدن دشنه ای بر برش/وگر تیغ هندی یکی بر سرش -
یکی دشنه بگرفت جانوشیار/بزد بر بر و سینه ی شهریار -  
 
دارای داراب، پدر روشنک که همسر اسکندر بود.
دارا به اسکندر :
ز من پاک دل دختر من بخواه/بدارش به آرام بر پیشگاه -
کجا مادرش روشنک نام کرد/جهان را بدو شاد و پدرام کرد -
مگر زو ببینی یکی نامدار/کجا نو کند نام اسفندیار -

اسکندر مادر خود را از عموریه به اصفهان، به خواستگاری روشنک میفرستد:
گر آید یکی روشنک را پسر/بود بی گمان زنده نام پدر -
نباید که باشد جزو شاه روم/که او تازه گرداند آن مرز و بوم -


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی