محل تبلیغات شما

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
تاریخنگاری، بخشی از "هنر" فردوسی و نشر ِ تاریخ ِ ایران زمین، بخشی از "هدف" فردوسی در تدوین شاهنامه
***
چو بگذشت سال از برم شست و پنج/  فزون کردم اندیشه ی درد و رنج-
 به تاریخ شاهان نیاز آمدم/ به پیش اختر دیرساز آمدم-
 بزرگان و با دانش آزادگان/ نبشتند یکسر همه رایگان-
نشسته نظاره من از دورشان/ تو گفتی بدم پیش مزدورشان -
جزاحسنت ازیشان نبد بهره ام/ بکفت* اندر احسنت شان زَهره ام-

پ ن:
* بکفت، بگسست، پاره شد، درید.

 همی پوست بر تنش گفتی بکفت
 همی پوستشان بر تن از غم بکفت
 وگر پوست بر تن کسی را بکفت
 همی بند جانش ز رستم بکفت
 به آوردگه رفت نیزه بکفت/همی ماند از گفت مادر شگفت -  در این بیت، مراد "کف ِ  دست"


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی