محل تبلیغات شما

 برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی 

***

اسب برخی از شخصیت های شاهنامه

***
شبدیز، اسب بهرام گور:
 مرا اسب شبدیز و شمشیر تیز / نگیرم فریب و ندانم گریز –
 برانگیخت شبدیز بهرام را / همی تیز کرد او دلارام را –
 همی راند شبدیز را نرم نرم / برین گونه تا روز برگشت گرم  -

شبدیز، اسب گیو گودرز:
 برانگیخت از جای شبدیز را / تن و جان بیاراست آویز را  -


شبدیز، اسب لهراسب و گشتاسب:
 شب تیره شبدیز لهراسبی / بیاورد با زین گشتاسبی -

بهزاد، شبرنگ بهزاد، اسب سیاوش، کیخسرو  و سپس گشتاسب.

اسب گشتاسب:
 سیه رنگ بهزاد را پیش خواست / تو گفتی که بیستون ست راست –
بیارید گفتا سیاه مرا / نبردی قبا و کلاه مرا –

گشتاسب بهزاد را که به بستور داد تا کین زریر را باز ستاند:
 بدو داد پس شاه بهزاد را / سپه جوشن و خود پولاد را –
 پس شاه کشته میان را ببست / سیه رنگ بهزاد را برنشست –
 خرامید تا رزمگاه سپاه / نشسته بران خوب رنگ سیاه –
منم گفت بستور پور زریر / پذیره نیاید مرا نره شیر –
 چو پاسخ ندادند آزاد را / برانگیخت شبرنگ بهزاد را –

ابلق مشک دم، اسب بهرام چوبینه:
نشست از بر ابلق مشک دم / خنیده سرافراز رویینه سم –

شبدیز، اسب خسرو پرویز:
نگیرم فریب و ندارم گریز / مرا اسب شبدیز و شمشیر تیز -


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی