محل تبلیغات شما

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

*** 

میمیکِ » ایفاگرانِ نقشِ داستانهای شاهنامه ی فردوسی (10)

***


به انگشت خود هر زمانی سرشک/بینداختی » پیش گویا پزشک   - 

نیوشنده بودند لب با گره /  به پاسخ بیامد گروی زره   - 

 منم گفت شایسته ی کارکرد  / اگر نیست اورا کسی هم نبرد   - 

سیاوش ز گفت گروی زره / برو کرد پر چین رخان پر گره »   - 

یکی ابر تند اندر آمد چو گرد /  زسرما همی لب بدندان فسرد »   - 


خدنگی گزین کرد پیکان چو آب/نهاده برو چار پر عقاب   - 

بمالید چاچی کمان را به دست » / به چرم گوزن اندر آورد شست »   - 

  چو چپ راست کرد و خم آورد راست » / خروش از خم چرخ چاچی بخاست   -

 

 چو آورد یال یلی را به گوش » / ز شاخ گون بر آمد خروش    -

 چو بگذشت پیکان از انگشت اوی» / گذر کرد از مهره ی پشت اوی    -



مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی