محل تبلیغات شما

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

*** 

شیده، دایی کیخسرو،

کیخسرو، بعد از دیدن شیده (پشنگ) : 

دل شاه شد زان سخن پر ز شرم/فرو ریخت از دیدگان آب گرم –

 چنین گفت کین شیده خال منست/به بالا و مردی همال منست - 


 شیده به کیخسرو:

 اگر مغز بودیت با خال خویش/نکردی چنین جنگ را دست پیش - 

پ ن:  

شیده یا پشنگ،  پسر افراسیاب،

  پشنگ ست نامش پدر شیده خواند/که شیده به خورشید تابنده ماند /



مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی